کانال تلگرام بورس نگار

مطالب برگزیده بورس نگار

مطالب پيشنهادي بورس نگار

جدیدترین خبرهای بورسی

🔴 آمریکا از جنگ اقتصادی با چین چه می‌خواهد؟ چرا کاهش ارزش یوآن آمریکا را عصبانی می‌کند؟ چین چگونه ارزش پول خود را پایین می‌آورد؟/24 ابان 98

مدت زمان مطالعه تخمین مدت زمان مطالعه‌ی مطلب: 14 دقيقه


>>> آمریکا از جنگ اقتصادی با چین چه می‌خواهد؟ چین چگونه ارزش پول خود را پایین می‌آورد؟ چرا کاهش ارزش یوآن آمریکا را عصبانی می‌کند؟ آمریکا از جنگ اقتصادی با چین چه می‌خواهد؟ دلیل اصلی تیره شدن روابط آمریکا و چین چیست؟/ 24 آبان98
>>چگونه کاهش ارزش واحد پول چین به افزایش صادرات این کشور کمک می کند؟

>>بهای سنگین شرکت‌های آمریکایی برای رفتن به چین

 

وب سایت بورس نگار - آمریکا از جنگ اقتصادی با چین چه می‌خواهد؟ سرانجام جنگ اقتصادی امریکای ترامپ با چین چه می شود؟ چرا کاهش ارزش یوآن آمریکا را عصبانی می‌کند؟ این سوالاتی است که ذهن فعالان اقتصادی کل جهان را مشغول کرده و نه تنها جنگ اقتصادی بلکه جنگ در سایر بخش ها را نیز برای آمریکا ضرورت بخشیده بعنوان یک نمونه، اگر چین بتواند در زمینه فناوری‌های حیاتی تسلیحاتی نیز پیشرفتش را ادامه دهد، ممکن است آمریکا برای مدت طولانی عقب بیافتد و نتواند موقعیت فعلی‌اش را حفظ کند....

 

جنگ تجاری آمریکا و چین

از پیشخوان رسانه ها - اقتصاد جهان - ازیک دهه پیش تا کنون، ارزش برابری یوان، واحد پول چین با دلار به پایین‌ترین سطح خود رسیده و این باعث شده تا آمریکا این کشور را متهم کند که عمداً ارزش پول خود را پایین می آورد.

اعتراض آمریکا پس از آن صورت گرفت که در هفته اخیر برای اولین بار از سال ۲۰۰۸ تا کنون، ارزش برابری یک دلار به کمتر از ۷ یوان (واحد پول چین) رسید. مقامات چین قبلا سعی کرده بودند مانع شوند که نرخ برابری به زیر سطح معمول یعنی ۷ یوان در برابر یک دلار برسد. تصور می‌شود بالا گرفتن جنگ تجاری که به دنبال تهدید آمریکا برای وضع تعرفه‌های تازه بود، باعث شد که چین سیاست پولی معمول خود را تغییر دهد.

 

علت سقوط ارزش پول چین چیست؟
هفته پیش بانک خلق چین (بانک مرکزی چین) اعلام کرد که سقوط ارزش یوان ناشی از اقدامات یک جانبه، اتخاذ تدابیری برای حمایت بازرگانی و افزایش تعرفه‌های وضع شده بر کالاهای چینی است. این اظهارات چند روز پس از آن بود که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا گفت کالاهای چینی به ارزش ۲۴۶ میلیارد دلار را مشمول ۱۰ درصد تعرفه خواهد کرد، که عملا شامل تمام کالاهای وارداتی چین به آمریکا می‌شد.

 

چگونه چین ارزش پول خود را پایین می‌آورد؟
یوان به طور آزاد معامله نمی‌شود و دولت چین مبادله آن با دلار آمریکا را محدود می‌کند. برخلاف بیشتر بانک‌های مرکزی، بانک مرکزی چین مستقل نیست و هنگامی که ارزش یوان دچار تغییر بزرگی می‌شود، دولت چین مداخله می‌کند. جولین اوانز-پریچارد اقتصاد دان ارشد موسسه "کاپیتال اکونومیکس" که پژوهش‌های اقتصادی و پولی انجام می‌دهد، می‌گوید بانک مرکزی چین با مرتبط کردن تهدیدهای تعرفه با کاهش برابری یوان "به طور موثر از نرخ برابری ارز به عنوان اسلحه استفاده کرده، ولو این که مداخله مستقیم برای تضعیف ارزش یوان از جنبه کارشناسی درست نباشد."

 

تاثیر تضعیف یوان بر افزایش صادرات
با ضعیف‌تر شدن پول رایج چین، صادرات این کشور از نظر رقابتی وضع بهتری داشته و به عبارتی خرید کالاهای چینی با ارزهای خارجی ارزان‌تر تمام می‌شود. از نظر آمریکا تضعیف یوان، تلاشی است از جانب چین برای خنثی کردن تاثیر افزایش تعرفه بر کالاهای صادراتی‌اش.

با وجودی که به نظر می‌رشد افت یوان به سود مصرف کنندگان در سراسر دنیا باشد-که حالا می‌توانند کالاهای چینی را ارزانتر بخرند- خطرهایی هم وجود دارد. یوانِ ضعیف‌تر سبب می‌شود کالاهای وارداتی به چین گران‌تر شده و بالقوه باعث تورم و فشار روی اقتصادی شود که هم اکنون آهنگ رشدش کُندتر شده است. علاوه براین دارندگان ارز به این فکر می‌افتند که در فعالیت‌های دیگری سرمایه گذاری کنند.

 

آیا چین قبلا هم چنین کاری کرده؟
بله. در سال ۲۰۱۵ بانک مرکزی چین برای مقابله با کاهش نرخ رشد اقتصادی، ارزش برابری یوان در برابر دلار را به پایین‌ترین سطح در طول سه سال رساند. بانک مرکزی چین دلیل این اقدام را حمایت از اصلاحات بازار خوانده بود.

داده‌ها در ماه گذشته نشان داد از اوایل دهه ۱۹۹۰ تا کنون، هیچوقت آهنگ رشد اقتصادی چین مانند سه ماه دوم سال جاری میلادی، کُند نبوده. بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸، آخرین باری بود که ارزش یک دلار برابر با ۷ یوان بود.

 

کاهش رشد اقتصادی چین تا چه حد نگران کننده است؟
اوانز-پریچارد از موسسه "کاپیتال اکونومیکس"، می گوید از مدت‌ها پیش بحث چین این بوده که نرخ یک دلار برابر با ۷ یوان، یک نرخ اختیاری است، در حالی که این کشور قبلا برای جلوگیری از شکستن این نرخ مداخله کرده بود.

 

چرا این کار آمریکا را عصبانی کرده؟
افزایش قدرت رقابتی کالاهای چینی، به جنگ تجاری آقای ترامپ با چین ضربه سنگینی وارد می‌کند. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا مدت‌هاست که چین را متهم می‌کند برای حمایت از صادراتش، ارزش پول رایج خود را کاهش می‌دهد-ادعایی که پکن آن را رد کرده است. با وجود این که تازه‌ترین مورد تضعیف یوان به جنگ تجاری ارتباط داده شده، چین همچنان می‌گوید ارزش یوان را با هدف رقابتی بودن صادراتش، کاهش نخواهد داد.

 

چرا موضوع سوء استفاده از ارز، یک موضوع بحث انگیز است؟
دستکاری در ارزش ارز-توسط چین یا هر کشور دیگری- نادیده گرفتن مقررات تجارت جهانی به منظور برخورداری از امتیازات رقابتی غیرمنصفانه محسوب می‌شود. افت یوان در نهایت به سود صادرکنندگان چینی است که جنس‌شان برای کشورهای دیگر ارزان‌تر تمام می‌شود


یک کشور با افزایش یا کاهش مصنوعی نرخ ارز این کار را انجام می‌دهد و ممکن است هدف آن رقابتی کردن بیشتر صادرات به منظور جلوگیری از افزایش یا کاهش سرمایه‌ای باشد که وارد کشور می‌شود.

لارنس هوارد در نشریه "اموری لا ریویو" می‌نویسد دستکاری دولت‌ها در ارز"اثرات جدی در بازار جهانی" دارد:
"دستکاری ارز در جهان، احتمالا مسبب بی‌کار شدن میلیون‌ها نفر در آمریکا و عده کمتر ولی هنوز قابل ملاحظه‌ای، در اروپا شده است."

 

سرنوشت یوان چه می‌شود؟
تحلیلگران بر این عقیده هستند که اُفت یوان همچنان ادامه خواهد داشت. ادوارد مویا، استراتژیست بازار در شرکت اوندا، می گوید باید انتظارتضعیف بیشتر یوان را داشت و تا پایان سال ممکن است یوان ۵ درصد دیگر از ارزش برابری‌اش را از دست بدهد.

انتظار "کاپیتال اکونومیکس"، این است که تا آخر سال جاری میلادی هر دلار برابر با ۷ یوان و ۳۰ فن باشد (هر یوان صد فن است). قبلا نرخ برابری، ۶ یوان و ۹۰ فن برای هر دلار پیش بینی شده بود.

 

آیا پایان جنگ تجاری چین و آمریکا نزدیک است؟
در چین و آمریکا امیدواری فزاینده‌ای نسبت به حصول توافقی که به پایان جنگ تجاری دو کشور کمک خواهد کرد، دیده می‌شود. ولی رقابت دو ابرقدرت از یک جنگ تجاری فراتر می‌رود و بخش‌های اقتصادی، دفاعی، فرهنگی و فناوری را هم در برمی‌گیرد.

 

سئوالی که مطرح می‌شود این است که آمریکا واقعا از چین چه می‌خواهد و از نظر آمریکا مرحله نهایی این بازی چه خواهد بود؟
جواب کوتاه این است که مرحله اول همان موافقت‌نامه تجاری است که ماه گذشته دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا و لیو هه، معاون نخست وزیر چین با فشردن دست یکدیگر در کاخ سفید بر آن صحه گذاشتند. اما تنش بین دو کشور به تجارت محدود نمی‌شود و به مراتب عمیق‌تر است و هیج یک از کسانی که من در واشنگتن با آنان صحبت کردم فکر نمی‌کردند که این توافق، به خودی خود تفاوتی در شرایط ایجاد کند.

 

آمریکا از چین چه می‌خواهد؟
در سال‌های اخیر در آمریکا نظرهای منفی نسبت به چین بیشتر شده ولی این نکته هم مهم است که این تغییر نظر قبل از ورود آقای ترامپ به کاخ سفید شکل گرفته بود.

دانیل کلیمن، مشاور ارشد سابق وزارت دفاع آمریکا می‌گوید اگر در سال ۲۰۱۶ به سیاست های هیلاری کلینتون یا یک دموکرات یا یک جمهوریخواه دیگر توجه می‌کردید همین تغییر سیاست مشخص را می‌دیدید. دکتر کلیمن که اکنون مدیر برنامه امنیت آسیا و حوزه اقیانوس آرام، در مرکز امنیت نوین آمریکاست، می‌‎گوید این احساس وجود داشت که سیاست و برخورد ما با چین نتیجه درست نمی‌دهد.

 

دلایل افزایش تنش چیست؟
دلایل متعددی برای این افزایش تنش دیده می‌شود. ری بوئن، که از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۸ به عنوان تحلیلگر اقتصادی در دولت آمریکا کار می‌کرد، می‌گوید یکی از این دلایل، عدم تحقق وعده منافع اقتصادی پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی در سال ۲۰۰۱، بود.

به عقیده ری بوئن، چین هرگز قصد نداشت قواعد بازی را رعایت کند. "چین بیشتر به این دلیل می‌خواست به ایننهاد بپیوندد تا ببیند چگونه این سازمان، مقررات تجارت جهانی را تنظیم می‌کند." به عبارت دیگر چین به قصد تغییر دادن سازمان و نه تغییر دادن خودش به این سازمان پیوسته بود.

نتیجه این فرایند، موج عظیمی از بیکاری و تعطیلی کارخانجات-موسوم به شوک چین- در شماری از ایالت‌های شمال شرقی و غرب میانه آمریکا بود. مردم این ایالات که اکثر آنها در سال ۲۰۱۶ به دونالد ترامپ رأی داده بودند، بیشترین لطمه را خوردند.

 

بهای سنگین شرکت‌های آمریکایی برای رفتن به چین
بسیاری از شرکت‌های تولیدی آمریکایی برای برخورداری از پایین‌تر بودن مزد کارگر، شرکت‌های خود را به چین منتقل کردند. ولی دانیل کلیمن، می‌گوید این شرکت‌ها بهای سنگینی برای رفتن به چین پرداختند: "چین این شرکت‌ها را مجبور کرده که تکنولوژی و مالکیت معنوی خود را در اختیار چین قرار دهند.

و حتی شرکت‌هایی که فعالیت خود را به چین منتقل نکردند، متوجه شدند که چین به نحوی به اسرار تجاری آنها پی برده است. نهادهای مجری قانون در آمریکا در ارتباط با جاسوسی و هک کامپیوترها یک فهرست طولانی از اتهامات علیه شهروندان و شرکت های چینی تهیه کرده‌اند.

کریستوفر ری، مدیر اف بی آی، اخیرا به کنگره آمریکا گفت در حال حاضر دست کم یک هزار پرونده در باره سرقت مالکیت معنوی شرکت‌های آمریکایی توسط چینی‌ها، در دست بررسی است. طبق محاسبه دولت آمریکا تنها در فاصله سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۰۱۷، جمع سرقت مالکیت‌های معنوی، معادل ۹۳۶ میلیارد پوند بوده.

 

دلیل اصلی تیره شدن روابط آمریکا و چین
دین چنگ، از بنیاد هریتیج، که یک اندیشکده محافظه کار آمریکایی است این موضوع را دلیل اصلی تیره شدن روابط آمریکا و چین می‌داند:

"وقتی شرکت‌ها متوجه می‌شوند که چینی‌ها حق انحصاری استفاده از اختراعات آنها را نقض می‌کنند، قطعات اشیاء ساخته شده آنها را از هم جدا می‌کنند تا از نحوه ساخت آنها سر درآورند و بعد خودشان شبیه آن را می‌سازند، و پروژه‌های مربوط به تحقیقات و تولید این شرکت ها را سرقت می‌کنند، روز به روز بیشتر به این نتیجه می‌رسند که شراکت با چین برای آنها سودآور نیست و در واقع می‌تواند به ضررشان تمام شود".

ری بوئن، تحلیلگر اقتصادی که برای دولت آمریکا کار می‌کرد، می‌گوید او در اواخر سال ۲۰۱۵ متوجه تغییر جو شده بود. کسانی که در گذشته داد و ستد با چین را ترغیب می‌کردند از این که می‌دیدند چین با چه سرعتی خود را به آمریکا می‌رساند، نگران شده بودند.

در همین موقع در وزارت دفاع آمریکا ژنرال رابرت اسپالدینگ، سرپرستی گروهی را داشت که سعی می‌کردند برای مقابله با چین و افزایش نفوذ این کشور استراتژی امنیت ملی جدیدی را پیاده کنند. او که اکنون از ارتش خارج شده کتابی نوشته است به نام "جنگ پنهانی، چگونه وقتی نخبگان آمریکا خواب بودند، چین کنترل را به دست گرفت."

وقتی از ژنرال اسپالدینگ در باره خطری که چین برای منافع آمریکا دارد سئوال شد، پاسخ او صریح بود. "این مهمترین خطر موجود از زمان آلمان نازی در جنگ جهانی دوم است."

 

چین خطر به مراتب جدی تر از شوروی برای امریکاست
او معتقد است که این خطر به مراتب از خطری که اتحاد جماهیر شوروی داشت جدی‌تر است چون "چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان و تماس و دسترسی به خصوص با داخل دستگاه‌های دولت‌ها و تمام نهادهای غربی، توانایی‌اش از آنچه که از عهده شوروی بر می‌آمد، بیشتر است."

نتایج تحقیقات ژنرال اسپالدینگ در دسامبر ۲۰۱۷ تحت عنوان استراتژی امنیت ملی، چاپ شد. این کتاب در حقیقت راهنمای مهمی در دستگاه‌های دولتی است و برای راهنمایی تمام ادارات طراحی شده و به گفته بانی گلیزر، مدیر برنامه قدرت چین در مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی، این کتاب نشان دهنده تغییر حائز اهمیتی در استراتژی امنیت ملی آمریکاست:

"اکنون از جنگ با تروریسم فاصله گرفته شده و به عنوان تهدید عمده برای آمریکا، جای تروریسم را رقابت قدرت‌های مهم گرفته."

 

وزارت دفاع آمریکا حالا به این نتیجه رسیده که در دهه‌های آینده مقابله با قدرت گرفتن چین یکی از اهداف نظامی مهم آمریکا خواهد بود. سرعتی که چین بر خلاف قوانین بین المللی، در احداث تعدادی جزیره مصنوعی در دریای جنوب چین و متعاقبا نظامی کردن آنها داشت، بسیاری را در واشنگتن نگران کرده است.

دین چنگ، می‌گوید با توجه به این که هر سال معادل ۳.۵ تریلیون دلار از تجارت جهانی از این منطقه عبور می‌کند، می‌توان گفت این اقدامات چین تلاشی است برای این که قدرت قطع شاهرگ تجارت جهانی را داشته باشد.

 

 

سیستم‌های تسلیحاتی بسیار پیشرفته دلیل برتری امریکا
به عقیده بانی گلیزر، بلندپروازی‌های چین برای پیشگام بودن در جهان در زمینه فناوری‌های مهم آینده مانند روباتیک و هوش مصنوعی کاملا روشن است. "اینها اکنون درمرکز رقابت‌ها قرار دارند چون اگر چین بتواند در این زمینه‌ها موفق شود، آن وقت احتمالا جای آمریکا را به عنوان بزرگترین قدرت جهان خواهد گرفت." و این همان چیزی است که اکنون مطرح است. برتری نظامی آمریکا به دلیل نیروی عظیم ارتش نیست بلکه بر پایه سیستم‌های تسلیحاتی بسیار پیشرفته است. اگر چین بتواند در زمینه فناوری‌های حیاتی تسلیحاتی جلو بیافتد، ممکن است آمریکا برای مدت طولانی عقب بیافتد و نتواند موقعیت فعلی‌اش را حفظ کند.

دانیل کلیمن، معتقد است مسابقه در زمینه تکنولوژی غیرنظامی هم مهم است و می‌گوید: "نه تنها چین از نظر فناوری‌های تجسسی و سانسور داخلی بسیار پیشرفته است، بلکه به طور فزاینده‌ای این فناوری‌ها را صادر می‌کند و به تامین هزینه و آموزش تکنیک‌های عملی این فناوری‌ها در خارج نیز مبادرت کرده است.

 

اگر ترامپ هم نبود امریکا بالاخره باید جلوی چین را میگرفت
به عقیده دانیل کلیمن، نبرد با آنچه که آن را "سلطه‌جویی تکنولوژی پیشرفته" می‌خواند، موضوعی است که هنگام بحث در باره چین اهمیت فزاینده‌ای خواهد داشت. بنا براین حتی اگر دونالد ترامپ در انتخابات آتی ریاست جمهوری پیروز نشود، نباید انتظار داشت که موضع آمریکا در قبال چین در آینده نزدیک تغییر کند.

بحث واقعی سیاسی در این باره نیست که آیا باید با چین مقابله کرد یا نه، بلکه این است که بهترین راه برای انجام این کار کدام است. بسیاری از دموکرات‌ها برخلاف سیاست تک گرایی دونالد ترامپ، ترجیح می‌دهند متحدانشان را هم درگیر این موضوع کنند. اگرچه اکثر آنان می‌دانند که بعید به نظر می‌رسد با طرفداری از اتخاذ سیاست نرم‌تر در برابر چین، رأی بیشتری به دست آورند.//بی بی سی اقتصادی // 24 آبان 98

برچسب ها: ,,,,,,,,,,

جدیدترین خبرهای اقتصادی


جدیدترین مطالب بورس نگار


پربیننده ترین مطالب بورس نگار


برای عضویت کلیک کنید