کانال تلگرام بورس نگار

جستجو در مطالب بورس نگار

مطالب برگزیده بورس نگار

مطالب پيشنهادي بورس نگار

جدیدترین خبرهای بورسی

🔵چشم انداز آینده بازارها با انتخاب بایدن چگونه خواهد بود؟ پیروزی بایدن چه تاثیری بر بازار بورس، طلا، دلار، مسکن و خودرو خواهد داشت؟ / 16 آبان99

مدت زمان مطالعه تخمین مدت زمان مطالعه‌ی مطلب: 26 دقيقه


چشم انداز آینده بازارها با انتخاب بایدن چگونه خواهد بود؟ پیروزی بایدن چه تاثیری بر بازار بورس، طلا، دلار، مسکن و خودرو خواهد داشت؟ / 16 آبان99

 

وب سایت بورس نگار - انتخاب بایدن بنظر در حال قطعی شدن است برخی ادعا میکنن با انتخاب بایدن ریزش شدید دلار خواهیم داشت که سبب افت سایر بازارها می شود هر چند شاید هیجانات اولیه سبب افت قیمتها و رفتار هیجانی شود ولی بعد از مدتی با توجه به اینکه بایدن توانایی اجماع جهانی بر علیه ایران را دارد می تواند فشار زیادی به ایران جهت مذاکره وارد کند ضمن اینکه با توجه به پیچیدگی تحریمهای وضع شده توسط ترامپ بعید است که در میان مدت هم گشایش قابل توجهی در تحریمها شاهد باشیم بنابراین فشارها به ایران ادامه خواهد داشت البته نباید منکر این مسئله شد که تورم انتظاری با آمدن بایدن کمتر خواهد شد چرا که برای ایران بایدن و ترامپ در واقع انتخاب بین بد و بدتر بود و حالا گزینه بدتر (ترامپ ) شکست خورده است،
با توجه جمیع جهات توصیه میشود در ادامه به بررسی بازارها با فرض انتخاب بایدن که توسط کارشناسان برتر اقتصادی پرداخته شده با ما همراه باشید...

 


>> چشم انداز آتی بازارها با فرض حضور بایدن

در سنوات 92 الی 96 یکی از مشکلات به وجود آمده و اعتراضاتی که به بخش اقتصادی دولت وجود داشت، مساله تثبیت ارز در یک نقطه از یک طرف و فاصله بین نرخ تورم و بهره بانکی بود.

این بدترین اتفاق بود که منجر به رکودی عمیق شد تا جایی که برخی فعالان اقتصادی، آرزوی بازگشت به سنوات 90-91 را داشتند چون معتقد بودند که هرچند، ثبات وجود نداشت اما حجم مبادلات با اهمیت بود لذا آنها بی ثباتی را به رکود ترجیح می دادند.

در یک مقطعی از زمان دلار که در لفظ تا 19هزار تومان رفته بود، با یک سقوط آزاد به حدود 10هزار تومان نزدیک شد و در جامعه گفته می شد که قرار است دلار به 7هزار تومان هم برسد. البته دلار به سرعت در محدوده 11-12هزار تومان تثبیت شد و طی یک پروسه چند ماهه تحت مدیریت آقای همتی به بالای 13هزار تومان رسید. ریزش قبل ازان نیز به علت تزریق سنگین درهم بود که استارت آن را هلدینگ فارس-پتروشیمی جم زده بودند.


به مرور زمان این بحث به صورت غیر رسمی در محافل تُجار شنیده می شد که سیاست بانک مرکزی این است که دلار ثابت نباشد و حدودا به اندازه سود بانکی رشد کند. این باعث شده بود تا در میانه های سال قبل، انتظار رسیدن دلار به 15-16 هزار تومان در انتهای سال 98 وجود داشته باشد. البته مسائل مختلفی از جمله فشار مضاعف تحریم ها و هم زمانی با کرونا، شرایط را پیچیده و سخت نمود.

دلار تا نزدیکی 26هزار تومان رشد کرد و پس ازان در یک اصلاح قیمت تا مرز 21هزار تومان رسید اما تقاضای بازار آن را مجددا در محدوده بین 22-24 هزار تومان تثبیت کرد. طی سه ماه اخیر نوسانات عجیبی دیده شد و دلار تا مرز 33هزار تومان هم به صورت شکننده حرکت کرد و منجر به التهاب در بازارها، خصوصا بازارهای کالایی شد.


حالا با آمدن بایدن(فرض کنیم قطعی شده است)، انتظارات آتی در حال تعدیل شدن است. یعنی فرض بر این است که اوضاع ازین بدتر نمی شود لذا دلار در حال اصلاح قیمتی است و چند هفته ای برای رسیدن به تعادل، زمان لازم دارد. اما نکاتی فراتر از نرخ ارز وجود دارد که باید به آن ها اشاره کرد:

1) بایدن سال 2021 بر صندلی ریاست جمهوری می نشیند. رد و بدل شدن پیغام پیش از رسمی شدن ریاست جمهوری، زمان باقی مانده از ریاست جمهوری حسن روحانی، واکنش حاکمیت و اصولگرایان به مذاکره و رسیدن به یک گشایش در دوره حسن روحانی یا پس ازان، همه نکاتی هستند که به جامعه ایران سیگنال می دهد. در هر حال این مشخص است که بایدن یک ورژنی از اوباما است اما قطعا از دستاوردهای ترامپ برای کسب امتیاز استفاده می کند. موضعگیری بایدن در زمان ترور سردار سلیمانی و انتخاب کاملا-هریس نکاتی است که برخی را به تشکیک در خصوص خوشبینی مفرط وا می دارد با این حال نگاه منفی بایدن به عربستان، تا حدی برای ایران امیدوار کننده است.

2) در سنوات 92-96 مسائلی همچون دوره اولی بودن حسن روحانی و شعار تورم تک رقمی به همراه بحران موسسات مالی باعث شد تا از یک طرف سود بانکی به صورت غیر رسمی به نزدیکی 30درصد برسد و از طرفی سیاست سرکوب ارزی و تورم پایین تمام پول را به سمت سپرده های بلند مدت(شبه پول) هدایت کند. سیاست آقای همتی در خصوص نرخ ارز در نقطه ای از زمان که می تواند کاملا آن را مدیریت کند به همراه نرخ بهره بانکی در زمانی که انتظارات تورمی کاهش یافته، مساله ای مهم خواهد بود که به کلیت اقتصاد سیگنال می دهد و روی تصمیم سرمایه گذاران تاثیر می گذارد.

3) هزینه های پنهان تحریم همچون تخفیف های اعطایی به خریداران در مقاصد صادراتی به همراه کارمزد سنگین انتقال پول و احتمال سوخت شدن مطالبات، نکاتی است که روی عملکرد صادرکنندگان تاثیر داشته است. حضور بایدن و رویکرد وی در خصوص تحریم ها و میزان صادرت نفتی ایران در بخش نفت، بر رویکرد شرکت ها در بخش فروش اثر می گذارد.

4) جنگ تجاری، سرعت رشد اقتصادی برخی از کشورها را کاهش داد. کرونا منجر به منفی شدن رشد اقتصادی شد و تصور می شود که حضور بایدن، فضا را تلطیف کند. ترامپ می توانست به جنگ تجاری در دوره دوم ریاست جمهوری دامن بزند. ضمن اینکه کاهش تولید نفت و برگشت به سیاست های اوباما، می تواند قیمت نفت را افزایش دهد. این مساله علاوه بر تاثیر بر درآمدهای نفتی دولت، بر بخش مهمی از بازار سرمایه(70درصد ارزش بازار) اثر خواهد داشت لذا برخورد بایدن با پیمان های جهانی و همینطور جنگ تجاری، بسیار با اهمیت است.

5) رشد بازار سرمایه عمدتا روی شاخ تورم بوده است. افزایش بهره وری یا طرح های توسعه عامل رشد بازار نبوده اند اما بازار سهام به دلیل آنکه ریسک به وجود آمده جنس اقتصادی داشته و ازان طرف نرخ رشد اسمی سودآوری افزایش یافته، طبعا p.e بالاتری به خود گرفته است. یکی از دلایلی که P.e سهم های دلاری حدود 5 بوده در حالی که به اندازه دلار و بیش از تورم رشد می کرده اند، عدم رشد دلار به اندازه سود بانکی و در واقع سیاست سرکوب نرخ ارز بوده است. واژه "فنر فشرده" به همین جهت عمدتا شنیده می شود و بسیاری بر این باور بوده اند که نرخ ارز باید به شکلی منطقی تعیین شود.


این ها بخشی از تصورات و تجربیات ذهنی نگارنده این مطلب است. حالا با توجه به گزاره های فوق، آنچه برای آینده می توان ترسیم کرد یا امیدوار بود که محقق شود به شرح زیر است:

1) اینکه بایدن رئیس جمهور شود و اعتراض ترامپ راه به جایی نبرد. این مساله در کوتاه مدت مجرای تنفسی اقتصاد ایران را باز می کند اما سیاستگذار باید بداند که 48درصد مردم آمریکا به ترامپیسم رای دادند. قبل از سال 2024 باید با حاکمیت آمریکا به توافق رسید وگرنه جامعه ایران هر 4 سال یکبار، با شوک مواجه می شود و در آینده ممکن است عملکرد ضعیف بایدن با تحرکات پوپولیستی ترامپ، معادلات جدیدی در سال 2024 ایجاد کند. ازین زاویه 4 سال آتی نباید هدر شود و باید مشکل از ریشه حل گردد.

2) سیاست سود بانکی بالا، سرکوب نرخ ارز و قیمت گذاری دستوری کاملا شکست خورده است و تصور می شود که آقای همتی نرخ ارز را به اندازه سود بانکی افزایش دهد. در چنین حالتی شرکت هایی که با نرخ گذاری دستوری مواجه نیستند، همیشه p.e بالاتری از سود بانکی خواهند داشت هرچند که در ظاهر ریسک بالاتری دارند اما شوک های ارزی را برای سرمایه گذار، هِج می کنند.

3) تورم کالایی چندین برابر رشد نرخ ارز بوده است. کالاهای مصرفی و کالای اساسی دیگر محدود به خوراک و پوشاک نیست. امروز کالاهای دنیای دیجیتال، به اندازه گندم برای مردم اهمیت دارند. تورم این چنین کالاهایی به دلیل عدم تخصیص ارز چندبرابر دلار بوده است. بانک مرکزی باید تقاضای انباشته این کالاها را پاسخ دهد تا قیمت آن ها تعدیل شده و همپای دلار شود. چنین کاری تقاضای ارز را به اندازه باز شدن فضای تامین ارز بالا می برد. هرچند که ممکن است این سیاست باعث شود که دلار در محدوده فعلی، تا حدی تثبیت شود و آن سقوط آزاد اتفاق نیوفتد اما باعث می شود که قیمت کالاها به آستانه رشد دلار بازگردد اما اگر بانک مرکزی دلار تخصیص ندهد، قیمت کالا برای مردم با دلار گران تامین می شود در حالی که ظاهرا اسکناس ارزان شده و این همانی است که مردم همیشه به آن اعتراض دارند. ضمنا بانک مرکزی قطعا به تراز ارزی و حساب سرمایه(تراز سرمایه) هم زمان توجه خواهد داشت و نباید همچون میانه سال 98 همه به این باور برسند که دلار ارزان ترین کالا شده که این مساله ای است که تصور می کنیم بانک مرکزی درک می کند.


جمع بندی: تصور ما این است که میانگین نرخ ارز تا پایان سال 99 ریزش با اهمیت نسبت به نرخ های جاری ندارد اما سیاست بانک مرکزی با تخصیص ارز به کالاهای مصرفی با درجه اهمیت بالا، باعث می شود که قیمت این چنین کالاهایی به شدت اصلاح کند که هزینه خانوار را کاهش داده و باعث رضایت مندی آن ها می شود.

جناح های سیاسی در داخل ممکن است علاقه مند به گشایش های سیاسی و بهبود وضعیت قبل از انتخابات ایران نباشند البته این مساله از سوی حاکمیت تا حدی مدیریت می شود و یک نگرانی جدی نیست.


سیاست بانک مرکزی و نظام اقتصادی حاکم، در یک شرایط نرمال، عدم سرکوب نرخ ارز و عدم قیمت گذاری دستوری خواهد بود. این مساله مانع از تکرار سنوات 92-96 می شود لذا چون نرخ دلار به اندازه سود بانکی رشد می کند و در کنار آن دلار را هم هِج می کند، بازدهی سهام بهتر از بانک خواهد بود در چنین حالتی نسبت p.e به سنوات قبلی باز نمی گردد چون نرخ رشد اسمی به اندازه سود بانکی است و هزینه های پنهان تحریم مثل تخفیف فروش کالا در بازار جهانی یا هزینه کارمزد مطالبات ارزی به شدت کاهش می یابد لذا برای سرمایه گذاری دو گزینه وجود خواهد داشت:

1) سپرده بانکی
2) بازار سرمایه

اگر بانک مرکزی به همراه مغز اقتصادی حاکمیت، روشی را در پیش بگیرند که سرمایه گذاری در بازار اولیه (صندوق های پروژه و افزایش سرمایه از آورده) منجر به کسب بازدهی نسبتا کم ریسک و بالاتر از سود بانکی شود، میزان سرمایه گذاری مجدد افزایش می یابد. اگر سود بانکی توجیه بهتری نسبت به بازار سرمایه داشته باشد، نرخ استهلاک همچنان بالاتر از نرخ سرمایه گذاری مجدد خواهد بود و این مساله باعث از دست رفتن زیر ساخت ها می شود. این مساله ای است که احساس می کنیم مغز متفکر حاکمیت به آن کمتر اهمیت می دهد و پالس های اقتصاد دان ها و اظهار نگرانی آن ها می تواند باعث یک برنامه ریزی روی این بخش شود.

اگر با مشوق هایی، پول به سمت سرمایه گذاری در بازار اولیه حرکت کند، نرخ رشد واقعی افزایش می یابد، بازار سرمایه P.e بالاتر می گیرد، سرمایه گذاران در بورس سود می کنند، بازده مورد انتظار سرمایه گذاری در بورس منطقی می شود و کشور هم پیشرفت می کند. در 4 سال بایدن هم اگر منفعت طلبی کنار گذاشته شود و حاکمیت ایران با حاکمیت آمریکا به توافق برسد، کشور ایران می تواند به یک تعادل پایدار برسد، در غیر این صورت، سال 2024 اگر فرضا خانواده ترامپ بر سر کار بیایند، چه برنامه ای برای جلوگیری از تکرار این وضع خواهیم داشت؟!

شخصا، معتقدم این گیجی پس از ترامپ هم می پَرد! به آینده هم اتفاقا خوشبینم و تصور می کنم که روند ایجاد شده در رشد بازار سرمایه و ضریب نفوذ آن، تداوم می یابد و سودآوری شرکت ها نیز در فصول بعدی با سناریوهایی که احتمال بالاتر دارند، صعودی خواهد بود و بازارها هرچند که در کوتاه مدت نوسانات زیادی می کنند اما برآیند حرکت آن ها تا پایان سال 99، منجر به بازدهی مثبت و منطقی می شود.

امیدوارم که یکایک شما بتوانید تصمیم درستی بگیرید و بدنه اقتصادی حاکمیت نیز، مسیر درستی را برای توسعه در پیش بگیرد که این مسیر قطعا از بازار سرمایه و تعامل با جهان، می گذرد.// ولید هلالات

+++

مطلبی زیر که توسط نوید خاندوزی نوشته شده و خواندن آن به سهامداران توصیه می شود:
با رشته مطالبی در مورد انتخابات آمریکا در خدمت شما هستیم .
بخش اول
(این مطلب بخشی از گزارش بازار روز دوشنبه و برای ساعات قبل از انتخابات آمریکاست)
دوستی برای من نوشته بود چرا از آمدن دوباره ترامپ ناراحت میشوید و علاقه دارید بایدن انتخاب شود همه بورسی ها به آمدن ترامپ علاقه دارند !!
 حقیر آن سوی اتفاقات حضور بایدن را درست نمی داند ولی گفته های او نشان می دهد با وجود تمام رذالت هایی که دارند می ‌توان به بهبود وضعیت کشور با برگشت به برجام کتک خورده و نصف و نیمه امیدوارتر بودولی  ترامپ کسی است که ظالمانه ترین تحریم ها را به کشور وارد کرده از یک توافق بین المللی برجام که همه به آن معتقد و پایبند بودند خارج شده ، سردار سلیمانی را در ماموریت و به شکل ناجوانمردانه به شهادت رسانده ...  قطعاً توافق با چنین فردی از سوی ما آسان نخواهد بود روش او هم مشخص است فشار حداکثری چیزی که تا به امروز اقتصاد ما را به این وضعیت رساند ...
ببینید ما بلد نیستیم شعار دهیم و البته این شعار زدگی است که ما را به اینجا رسانده اما
«شاید با آمدن ترامپ و پس از آن رشد احتمالی دلار و ایجاد تورم بسیاری از افراد در بازار سرمایه و سایر بازارها سود ببرند ما سوار بر موج تورم بشویم و فکر کنیم هر روز پولدار تر میشویم
اما حقیقتاً نگاه دیگری داریم  این رشد پایدار نخواهد بود مگر  ثروت را در کنار آرامش سایر مردم بخواهیم ...  ثروت را برای همه و باید در کنار افزایش درآمد و ثروت سایر هموطنان جستجو کرد ...  چنین ثروتی که با عمیق تر شدن شکاف طبقاتی به دست آید امنیت و چالش همه را به خطر انداخته و در نهایت جایی چیزی یا تنشی رخ می دهد که به سود هیچ کس نیست.
از حضور دوباره ترامپ میترسم ... می ترسم که فرمان همین باشد و فشار همین... و باید اذعان  داشت که تن نحیف اقتصاد ایران و مردم ما طاقت این شکنجه‌ها را ندارد نمی دانیم شاید احساسی باشد اما فکر می‌کنیم دور دوم ترامپ اگر با همین فرمان پیش برود اختلاف طبقاتی بیشتر و فضای امنیت اقتصادی خاص تر می شود درثانی در این فضا دولت هم به انسانی غیر منطقی تبدیل شده و تصمیمات غیر عقلایی و غیر اقتصادی می گیرد نظیر آنچه اخیراً در مورد فولاد دیدیم  
از همین رو   یک روند که در آن سرعت ثروتمند شدن و فقیر شدن بسیاری از افراد غیر قابل کنترل باشد را به زیان نهایی سهامداران و بازار می‌بینیم و با صدای بلند و برخلاف نظر بسیاری از عزیزان میگوییم
بدترین سناریو را انتخاب دوباره ترامپ و ادامه فرمان اقتصاد کشور با همین شرایط می‌بینیم .  بازهم  عرض میکنیم در کوتاه مدت  شاید  ترامپ پول های دور از بازار را به  بازار بیاورد ولی در میان مدت  با همین فرمان هر دو طرف ،  کسی که آسیب می بیند مردم و در نهایت دوباره بازار است

+
بخش دوم
(این مطلب بخشی از گزارش بازار روز یکشنبه و برای روزهای قبل از انتخابات آمریکاست)
در مورد  بایدن  باید گفت انتخاب او در حال حاضر محتمل ترین گزینه پیشرو و یک سناریو بسیار محتمل و محکم است . قبل ترهم بیان کرده بودیم انتخاب افراد خیلی شاید مهم نباشد آنچه مهم است سیاست های آنها و تحولات ارزی داخل کشور است ابتدا بدترین سناریو بازار را با حضور بایدن بررسی می کنیم انتخاب بایدن دو آفت و دو ریسک بزرگ برای بازار دارد بر خلاف همه عزیزان معتقدیم ریسک کم اهمیت‌تر  ریزش دلار بوده و ریسک پر اهمیت‌تر گره زدن تمام عوالم و حال کشور به مذاکره و روزهای آتی و آتی و آتی است . روزهایی که همه چیز به زمان های آتی گره بخورد .صبر کنیم تا  زمانی که بایدن در کاخ سفید مستقر شود ، زمانی که مذاکرات آغاز شود  ،زمانی که به برجام بازگردد و هزاران زمان دیگر که روزهای امروز را به فردا موکول می‌کند و یک ابهام و سردرگمی و بی تکلیفی را رقم می زند تجار و صنایع کشور نیز  ممکن است تحت تاثیر این موضوع قرار گیرند البته شک نداریم فضای تجاری در آن مقطع بهتر از امروز خواهد بود اما ما معتقدیم بدترین سناریو برای بازار سرمایه این است که با آمدن بایدن فرایند تصمیم گیری طولانی فضای اقتصادی مبهم و همچنین ریسک دیگر یعنی دلار هم به این موضوع اضافه شود.  در مورد دلار روزهای قبل مفصل صحبت کردیم اما این بدترین سناریو زمانی کامل میشود که دلار هم گارد نزولی غیرعادی گرفته و به زیر ۲۰ سقوط کند البته این سناریو می تواند بدتر هم باشد جایی که بانک مرکزی برای انتقام از تورم ناگهان نرخ سود بانکی را بالا میبرد و تقریباً می شود گفت  همه  بازار ها  را به رکود می بردو بازار سرمایه نیز این قاعده قفل‌شدن استثنا نخواهد بود . این  بدترین سناریویی بود که به ذهن میرسید  .

در خلاصه باید گفت خلاصه این سناریو این است که علاوه بر افت دلار ما بی عملی و صبر و موکول شدن روزهای بعد به بعد را خواهیم داشت که هیچ کس نمی تواند تصمیم درستی بگیرد این یکی از بدترین سناریو های بازار است و البته در این سناریو کاهش چشم انداز تورم انتظاری کاهش معاملات بورس کالا و اتفاقات دیگر را نیز رقم می زند خوب باید گفت در این فضا چه اتفاقی رخ خواهد داد بی شک بازار وسواسی شده در خرید دست و دلش به خرید نمی رود و فضای صبر و تحمل در بازار گسترش پیدا می‌کند قیمت ها ممکن است افت اندک با سرعت آرام را داشته اما سعی خواهد کرد بر مبنای گزارشها پیش بروند پی به ای ها بازهم اصلاح شده و احتمالاً بازار دنبال قیمت های جذاب تری خواهد رفت

اما بهترین سناریو با حضور بایدن چیست ؟! بهترین سناریو عدم واکنش جدی دلار به شرایط است یعنی دلار یک افت احتمالی را  که خواهد داشت و بعد سعی می کند بالای ۲۲ و ۲۳ هزار تثبیت شود .به واقع نرخ دلار بالای ۲۲  می‌تواند در صورتی که آمریکا نیز به برجام برگشت سریع را داشته  و به سرعت محدودیت ها را برطرف کند گزینه بسیار جذابی برای بازار باشد .
شک نکنید در آن مقطع بازار سرمایه بهترین موقعیت گرفته و فضا تغییر خواهد کرد البته بازارهای رقیب عزا گرفته و روزهای سختی را پشت سر خواهند گذاشت هرچند ما هم روزهای سختی را پشت سر گذاشتیم اما سختی ما سریع و خشمگین و سختی آنها آرام و نرم خواهد بود اما طولانی تر به طور خلاصه بهترین سناریو با حضور بایدن تثبیت دلار در محدوده ۲۳ و ۲۴ و برگشت سریع به برجام است تحولات اقتصادی خوبی را برای کشور رقم می زند و می تواند زمینه ساز رشد قوی تر اقتصاد کشور و از همه مهمتر ایجاد امیدواری در کشور گردد .
امید چیز خوبی است ان چیزی که کشور ما و مردم ما امروز به ان احتیاج دارند امید است

+
بخش سوم
در این بخش با نتایج فعلی به این تحلیل میپردازیم که با آمدت  بایدن  فضا چه شرایطی را خواهد داشت ولی قبل از هر چیزی سعی کنید با  فضای فانتزی ذهن خود همه چیز را تحلیل نکنید همین حالا تا زمان نشستن بایدن و عملی کردن برخی سیاست ها زمان زیادی داریم . دنیای سیاست دنیای عجیبی است و قابل پیش بینی نیست و از همه مهم تر ما سال های سختی را پشت سرگذاشتیم تجربه سال های وبا زده پول ملی و اتفاقات آن . یعنی به راحتی کشور اجازه خروج سرمایه و سرد وگرم شدن های ناگهانی اقتصادی را میدهد ؟! فقط این  را نوشتیم که با هیجان ذهتی و فانتزی های خیالی از نرخ های دلار و ...  معامله نکنید  .
به  بررسی چند  عامل موثر در بازار میپردازیم اولین و شاید مهم ترین نگرانی بازار دلار است
نرخ دلار را با چند عامل در نظر بگیرید و البته  به چشم انداز و ارتباط این نرخ با فضای بازار هم توجه کنید . از دید حقیر به نظر بازار سرمایه قیمت های دلار 26 به  بالا را قبول نکرد و در مقطعی که دلار مسیر صعودی داشت بازار یخ زده بود  . بارها گفتیم چشم  بازار باید  به دلار نیما باشد و یکی از مهم ترین اتفاقات اخیر نزدیک شدن این دو نرخ است .
معتقدیم دولت به چند دلیل اجازه شوک ارزی عجیب را به دلار نمیدهد و افت های فعلی دلار موقتی است اول پایین نگه داشتن قیمت مصنوعی دلار در شرایطی که هنوز هیچ تحریمی تغییر نکرده خودکشی است و البته  حفظ و ثبات دلار در نرخ های تعادلی 22 تا 24 شاید یکی از بهترین سناریو ها . معتقدیم  دلار ارزان اسیب های قوی برای کشور داشته و خروج سرمایه  را رقم میزند و ثبات ارزی به کاهش تورم انتظاری منجر شده در حالی که سقوط سنگین ارز به واسطه  چسبندگی عجیب قیمت ها بعد از یک سطح موقت افت رکود عمیقی را به وجود می اورد  .
بازار ترس مفرطی از ارز دارد و احتمالا طی روزهای اتی با  ثبات این نرخ فضای بازار شفاف تر میشود  . صد البته ممکن است عطش برخی خریداران بورس کالا نیز کاهش یابد که در بخش های بعد این موضوع  را نیز بحث میکنیم .

+

بخش چهارم
در این بخش به برخی ریسک هایی که با بایدن تا حدودی از سر بازارمیتواند برداشته شود صحبت میکنیم . بیایید فرض کنیم در یک فضای میان مدت با کاهش تنش های سیاسی روزنه های اولیه فضای تحریم گشوده شده و حداقل ایران به هزار زحمت به بخشی از منابع خود دسترسی خواهد داشت  
حقیر معتقد است در بدترین سال هایی قرارداشتیم که دنیا درس بزرگی به ما داد. باید قوی باشیم و در دوران راحتی به فکر روزهای سخت . احتمالا اگر عاقل باشند (این عاقل نبودن از هزار ریسک بدتر است ) باید با قدرت کشور را قوی کرد زیر ساخت ها ، افزایش توان صادرات ، گسترش سرمایه گذاری و  ...
با امدن  بایدن ریسک سیاسی به عنوان یکی از اساسی ترین ریسک های هر اقتصاد کاهش خواهد یافت . دولت کمی پولدار تر می شود و ریسک تصمیمات خلق الساعه از سر کشور و بازار برداشته می شود  . ریسک نرخ بهره برای کنترل تورم برای بازار کم رنگ می شود  .
و باز اگر کمی عزیزان عاقل باشند بهترین مسیر برای نقدینگی میتواند تجهیز صنایع و شرکت های بزرگ از طریق بازار سرمایه  باشد . این  یک فرصت بزرگ  برای اقتصاد کشور است که عقل و تدبیر میتواند بهترین همراه باشد نه مذاکره و نگاه به بیرون .
از همین رو دوران پیش رو دورانی برای قوی تر کردن اقتصاد کشور است و اگر کسی فکر میکنید این قوی تر شدن از مسیری غیر از بازار سرمایه میگذرد سخت در اشتباه است  .
این چرخ قبل تر درتمام اقتصاد های بزرگ دنیا اختراع شده و ما ناچار به طی کردن همین مسیر هستیم .

+
بخش پنجم  
همیشه بازارسرمایه با بازارهای رقیب خود مقایسه می شود. ببینید در فضایی که دلار نرم و اهسته رشد کند و یا حتی با  ثبات  باشد تقریبا مرگ بازارهای رقیب بعد ازاین رشد سرسام آور فرا رسیده .
روزهای قبل مدام مینوشتیم بازار سرمایه بعد از 50% چک و لگد خوردن اصلاح از کدام اصلاح و ریزش باید بترسد ؟!!
این بازارهای رقیب نظیر سکه و دلار و ملک و مسکن و ماشین ولوازم خانگی هستند که با دلارهای عجیب نرخ گرفته و حالا آچمز شده اند  ...
از دید ما آرامش در بازارهای رقیب که در هیچ کجای اقتصاد های دنیا تعریف نشده اند 2 مزیت بزرگ  برای ما دارد 1- ارامش اقتصادی و افزایش قدرت خرید مردم 2- انتقال بخشی از سرمایه ها از این بازار ها به بازار سرمایه  که میتواند  آن جنس را اینجا با شکلی دیگر معامله کند
فقط این وسط از رفتار دولتی نگرانیم که بی شمار غضنفر دارد . مسئولین  سازمان بورس باید همین امشب هر طور شده عزیزان در دولت را  قانع کرده برای هدایت این سرمایه ها به سمت  بازار سرمایه و استفاده درست و منطقی ازاین نقدینگی در جهت جهش تولید و اقتصاد  استفاده کنند .
هر کوتاهی دراین موضوع شک نکنید خنجری آلوده به خیانت به اقتصاد  کشور است ...

+
بخش ششم
بخشی از آیتم های مهم اقتصاد وجود دارد که با گشایش های حتی کم احتمالی میتواند تحولات خوبی را ایجاد کند.
افزایش فروش نفت . کسری بودجه دولت را کاهش داده و افزایش قدرت اقتصادی را منجر می شود . افزایش طرح های عمرانی طی یک دوره چند ساله شرایط رونق را افزایش خواهد داد .
کاهش تورم باعث خواهد شد بازارهای رقیب تضعیف شده نرخ سود کنترل شده رفتار کند و اقبال به بازار سرمایه به عنوان بازاری واقعی از اقتصاد کشور افزایش یابد  . البته تورم در کوتاه مدت با  سرعت کاهش نخواهد داشت ولی کاهش تورم انتظاری ممکن است کمی بازار را ازار دهد و در کوتاه مدت اثرات  آن را در گزارش ابان و اذر شرکت ها خواهیم  دید .
نقدینگی : به نظر طی این سال ها اتفاقی رخ داده که به این سادگی ها اثار ان در اقتصاد کشور برطرف نمی شود نقدینگی در اقتصاد  طی سال های گذشته اثرات مخربی داشته و این اثرات به این  زودی از چهره اقتصاد زدوده نخواهد شد با کاهش ریسک سیاسی این نقدینگی از بازارهای غیرمولد فاصله گرفته و تا حدودی معتقدیم به جریان واقعی اقتصاد  یعنی سپرده  بانکی  و بازار سرمایه و تولید بازمیگردد .

سرمایه گذاری خارجی : نمیدانیم به این موضوع نیاز داریم ولی هنوز زود است در موردش حرف بزنیم . کمی برای کشور این موضوع را در کوتاه مدت وحتی میان مدت بعید میبینیم ولی شاید بشود حکایت ان دوغی و دریایی که اگر بشود چه می شود  .

صادرات  : شک نکنید این عامل به زودی یکی از مهم ترین مولفه های اثرگذار در اقتصاد کشور می شود با فرض کاهش برخی محدودیت ها توان صادراتی کشور و البته توان رقابت با توجه به نرخ ارز افزایش یافته و این  یکی از مهم ترین عوامل برای بهبود  اقتصاد و بازارسرمایه در ماه های آتی است ولی در کوتاه مدت  بعید است اتفاق عجیبی برای افزایش صادرات ما رخ دهد . کاهش هزینه های صادرات هم  یکی دیگر ازاین رویداد هاست .

+

بخش پایانی : در این بخش بیشتر به مختصات بازارسرمایه و اتفاقات احتمالی میپردازیم .
دلار نیما/ تک نرخی /صرافی : فراموش نکنید در فضای فعلی بخشی از واردات ما نیز خشکانده شده است که بازگشایی نسبی فضا تقاضای ارز را بالا میبرد و معتقدیم همه باید چشم به دلار نیما و تثبیت ان داشته باشیم . عقلانیت در نرخ ارز اقتصاد کشور را تحت تاثیر جدی قرارخواهد داد و بی تدبیری تکرار سریال تلخ تجربه های قبل است به نظر دیر یا زود به  سمت تک نرخی شدن نرخ ارز میرویم

کاهش تقاضا : در کوتاه مدت معتقدیم کاهش تقاضا در برخی کالا ها و حتی افت نرخ و رکود احتمالی سراغ بازارها می اید و این موضوع در دو گزارش ابان و اذر مشهود می شود  ولی با ارامش بعد در دلار این موضوع نیز برطرف می شود و افزایش فروش با صادرات و ثبات شکل میگیرد ولی ان فروش های عجیب و هر روز افزایش نرخ  را  فراموش کنید ...

کاهش ریسک /افزایش p/e : معتقدیم ریسک  بازار کم خواهد شد و با کمی تاخیر دوباره شاهد رشد معقول و منطقی فروش و سود  شرکت ها هستیم ولی این موضوع برای همه  شرکت ها نیست وسواسی شدن بازار در خرید یکی از پیامد های اتفاقات پیش روست . بی شک  بازار دوباره باید به تحلیل بازگردد . بازار باید با موج عقلانیت حرکت کند حتی اگر این موج منجر به کاهش سرعت رشد بازار شد ولی درامد پاید ار و قوی شرکت ها باعث افزایش پی بر ای آنها شده و کاهش ریسک های سیاسی و افزایش حضور پول های رقیب در بازار سرمایه  پی به ای بازار را افزایش میدهد . این  یکی از بزرگترین  فرصت های بازار است و البته  فرصتی برای اقتصاد کشور .

افزایش کیفیت سود آوری شرکت ها: شک نکنید افزایش جریان وجوه نقد ، تمایل به رشد سرمایه  گذاری ها بعد از مدتی منجر به افزایش کیفیت سود  شرکت ها خواهد شد و این رویداد یکی از مهم ترین عوامل برای بهبود بازار است  و بازهم در پایان معتقدیم شاید کوتاه مدت بازار با چالش هایی مواجه باشد ولی شک نکنید افق فعلی اقتصاد و بازارما با بایدن بهتر از ترامپ خواهد بود .
امید به آینده برگ برنده بازار سرمایه است ...

++

برچسب ها: ,,,,,,,,,,

جدیدترین خبرهای اقتصادی


جدیدترین مطالب بورس نگار


پربیننده ترین مطالب بورس نگار


برای عضویت کلیک کنید